تازه مهندس برق شده بودم و رعايت اصول و قواعد فني و ايمني برق را از واجبات مي دانستم. روزي كه لازم شد براي منزل اتو بخرم؛ كلي بررسي كردم و به اين نتيجه رسيدم كه اتوي من بايد حتما سيم اتصال زمين داشته باشد. براي همين به نزديكترين مغازه الكتريكي سر زدم و يك «اتو با سيم اتصال زمين» خواستم. نداشت! چند تاي ديگر هم سر زدم و آنها هم نداشتند. تهران را زير و رو كردم و نهايتا در توپخانه در بين رديف هاي مختلف اجناس يك مغازه نسبتا شلوغ اتويي ديدم كه روي جعبه آن مشخصاتش نوشته بود. اتصال زمين هم داشت. با ذوق فراوان خريدمش. فروشنده جعبه اتو را بازكرد تا تست كند و تحويل دهد. همان اول سيم چين را برداشت و سيم اتصال زمين را بريد! و گفت: پسرم اين سيم در ايران به درد نمي خورد و تازه سبب دردسر هم مي شود! تازه به خاطر همين چيز بي فايده، اين اتو گرانتر هم هست!.
چند سال پيش استاد بزرگواري اين خاطره را به مناسب متفاوتي سر كلاس تعريف كرد. احساس مي كنم سيم اتصال زمين حالا حالاها در ايران كاربردي ندارد. مردم با كلي وسواس و بررسي و تحليل و اميد و آرزو يك شخصي را براي رياست جمهوري برگزيدند كه قدري متفاوت باشد. اما مثل اينكه فروشنده دست بردار نيست و مي خواهد سيم اتصال زمين آن را قطع كند. براي اينكار اول به خود رييس جمهور منتخب گفته كه فلاني و فلاني و ... را انتخاب نكن. احتمالا طرف مثل اين مهندس كمي حساسيت به خرج داده و قبول نكرده و حالا قرار است مجلس اين سيم را قطع كند زيرا به ادعاي فروشنده، اين آقاي منتخب دچار رودربايستي شده و تعدادي را ناخواسته در ليست كابينه آورده است!
راستش احساس مي كنم بنده در انتخابات به درستي به گاز انبر راي دادم. به هر حال هر چه كه باشد؛ اسمش روي خودش هست و از قبل هم معلوم است چه كار قرار است بكند. به نظر من اين ضد حال بدي است كه كسي مهمترين شعارش تدبير و اميد باشيد با همين شعار راي جمع كند اما هنگام كار كه رسيد همان ابتدا سيم تدبيرش قيچي شود و به گاز انبر تبديل گردد:
برچسب:
نویسنده: هنگامه و محمد
تاريخ: يکشنبه
19 آبان
1392 ساعت: 15:47